عباس اقبال آشتيانى
537
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
عنايت سلطان علاء الدين كيقباد سلجوقى قرار يافته و او و دو نفر ديگر از جانشينانش يعنى غياث الدين كيخسرو ( 634 - 642 ) و عزّ الدين كيكاوس ( 642 - 678 ) را مدح كرده و قريب چهل سال مداح اين خاندان بوده است . قانعى مدت چهل سال مشغول نظم وقايع سلطنت سلاجقهء روم بوده و كتابى بنام سلجوقنامه منظوم كرده بوده كه بالغ بر سى مجلد و 000 ، 300 بيت مىشده و علاوه بر آن كتاب كليله و دمنه را نيز بنظم درآورده است و او تا سال 672 در قونيه حيات داشته و از كسانى است كه در فوت عارف بزرگ مولوى رومى او را مرثيه گفتهاند . امامى هروى ( وفاتش در 686 ) - رضى الدين عبد اللّه بن محمد امامى هروى از علما و شعراى هرات بوده و ملوك كرت و سلاطين و وزراى كرمان را مدح مىگفته و مدّتى نيز در اصفهان مىزيسته و در بلاغت عربى و فنون ادب شهرتى به سزا داشته و همين امر سبب آن شده است كه بعضى از معاصرين بىخبر او را از جهت شعرگوئى حتى بر سعدى نيز ترجيح دادهاند و امامى علاوه بر ديوان شعر بعضى تأليفات به عربى نيز داشته است از آن جمله قصيدهء بائيّهء معروف ذوالرّمهء شاعر عرب را به عربى شرح كرده وفات امامى هروى در 17 محرم سال 686 در لنجان اصفهان اتفاق افتاده . مجد همگر ( وفاتش در 686 ) - خواجه مجد الدين همگر از بزرگزادگان يزد بوده و خود را از نژاد ساسانيان مىدانسته و در اشعار خود پيوسته باصل و نسب خويش فخر مىكند و او در خدمت اتابكان سلغورى و بهاء الدّين محمد حكمران اصفهان پسر خواجه شمس الدين محمد صاحبديوان مىزيسته . مخصوصا ابتداى عمر خود را در پيش اتابك سعد بن ابى بكر بن سعد بن زنگى ممدوح مخصوص شيخ سعدى مىگذرانده و لااقل از تاريخ 647 در خدمت او داخل بوده و از بيانات او معلوم مىشود كه وقتى نيز مقام صدارت داشته است . مجد همگر از معاصرين و اقران امامى هروى و شيخ سعدى است و در قصيدهسرائى مقامى عالى دارد . بدر جاجرمى ( وفاتش در 686 ) - بدر الدين جاجرمى « 1 » از شعراى عهد خواجه
--> ( 1 ) - امامى و مجد همگر و بدر جاجرمى هر سه در يك سال به دو ماه فاصله در اصفهان فوت كردهاند و فخرى پدر شمس فخرى در اين باب مىگويد : شيخ اصحاب امامى هروى * مجد همگر كه بود صدر كفات بدر جاجرمى آن نكوسيرت * در سپاهان چو دررسيد ممات در ثمانين و ست و ستمائة * به دو مه هر سه يافتند وفات